تبليغاتX
بخوني حسوديت ميشــه :)

بخوني حسوديت ميشــه :)

دلم بدجوری هواتو داره. دلم واسه با هم بودنامون و دیوونه بازی هامون تنگ شده بود. گفتی بیا دنبالم ، حس خوبی داره وقتی عشق همه حرف بین منو تواه. وقتی خیلی چیزارو نگفته میفهمی و میفهمم. اومدم دنبالت ، صورت ماهتو و اون لبخند خوشگلی که داره مثل دزدای دریایی میادو همه وجودمو غارت میکنه، آخ که چه حس عجیبی داره عاشقی با تو. دوست دارم دستاتو بگیرمو ببوسم. انقدر محو با تو بودنم که همه چی یادم میره، همه چی... حتی امتحان رانندگیت... وای عزیزم مبارکت باشه بووووووووووووس. قدم میزنیمو حرف میزنیم و برای اولین باااااااااار ازم خواستی که ببوسیم اگه بدونی چه حس فوق العاده ای داشتم اون لحظه، خوشحال شدم به روم نیووردم. تنم وسط سرمای این شبا داغه داغه ، هم برای گرم کردن دستات، هم به خاطر گرمای قلبم که از وجود تو جون میگیره. کی میفهمه من با تو چه حالی دارم... وقتی دستات تو دستمه بهت افتخار میکنمو دستاتو فشار میدم. لبو خوردیم، همه جا عشقولی بازی هامون هست حتی وقتی لبو دهن هم میزاریم/خجالت/  اگه بدونی چه قدر لحظه خداحافظیت واسم سخت بود..... عاشقتم.
شنبه بیست و یکم آبان 1390| 22:14 | علیِِ سحر خاتون||

.

.

.


ادامـه مطلـب
دوشنبه نهم آبان 1390| 19:56 | سحر خاتونِ علی||

هيچي ندارم كه بگم جــز اينكه : دوســــــت دارم.

  چه ماه گردِ بدي بود اين ماه گرد.

پنجشنبه چهاردهم مهر 1390| 7:47 | سحر خاتونِ علی||

ديشب ي شــب فوق العآده بود چشآمُ بستم و همه حرفامُ به عشقم زدم .

از اين كه دارمش خيلي خوشحآلـــم.

چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390| 12:22 | سحر خاتونِ علی||

عليم برام ي كولــه طوسي صورتي خيلي شيك و خوشكل خريده ،خيلي ممنونم ازت عزيزم راضي نبودم انقد تو خرج بيفتي همه كسِ من.

بعد از ي مدت خيلي طولاااااااااني عشقمُ ديدم هر روز بيشتر دلتنگش ميشم اما نميدونم چرا نميتونم به زبون بيارم و علي فك ميكنه من دلتنگ نميشم اما نميدونه خآتون ميميره براي ي دقيقه ديدنش.بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووس مآه من.

عيدتم مبآرك عشقم.

سه شنبه هشتم شهریور 1390| 22:41 | سحر خاتونِ علی||

انقذه دوسش دارم که نگووو... هر دوتامون رو هم دو کیلو ایم ولی روزه میگیریم. سحری بیدار میشیم اس میدیم قربون صدقه هم میریم. از خاتونم خواهش میکنم روزه نگیره ولی گوش نمیده که قربونش برم.

برا لپ تاپش یه کوله طوسی صورتی خوشگل خریدم همون رنگی که عاشقشه. انقذه نازه کــــــــــــــــــــــــــ... هنوز بهش ندادم.

بوووووووووووووووس

سه شنبه یکم شهریور 1390| 21:57 | علیِِ سحر خاتون||

اصلا" دوس ندارم صُبا از خواب بيدارش كنم ،دوس دارم بخوابه من نگآش كنم دوس دارم ي كم دير تر بيدار بشه آخه شبا خيلي دير ميخوابه گناه داره صب زود از خواب بيدار بشـــه خاتونت فدات شــه.

یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390| 12:38 | سحر خاتونِ علی||

دلتنگتم.

 وقتی دلتنگم دیگه هیچی تو کله ام نیست به جز اسم قشنگ تو.

هیچ حرفی برام نمیمونه به جز دوستت دارم.

هیچ حسی برام نمیمونه به جز عاشقی و شیدایی.

دلتنگتم.

حسودی کن. چون من عشقی مثل تو دارم.

دلم لک زده واسه بوی موهات و بوسه های گرمی که توی بغلم به هم هدیه میدیم و میشماریم تاااااااااااا 21

دوشنبه هفدهم مرداد 1390| 12:5 | علیِِ سحر خاتون||

خــُدا رُ شكر عملش بآ موفقيت انجام شد ،علي فك ميكرد چَن روزي بيهوشِ اما نيم ساعت پيش اِس داد ذوقيدم براش.
سه شنبه یازدهم مرداد 1390| 13:4 | سحر خاتونِ علی||

امروز ميخواستم عشقمو ببينم جور نشد خيلي ناراحت شدم،اصلا" دوس ندارم فلا" چيزي بنويسم چون عشقم ،همه كســم،تموم زندگيم فردا بايد بره بيمارستان عمل داره ...الان كه دارم مينويسم اشكام داره ميريزه ،هم مينويسم هم با آقايي اِس بازي ميكنم ولي نميخوام متوجه بشه كه ناراحتم نميخوام فردا با روحيه خراب بره بيمارستان.الهي سحرت برات بميره نترس عزيزم خانومت برات دعا ميكنه خانوادت دعا ميكنن... زود خوب ميشي عزيزم.

 

براي علي من خيلي دعا كنيد.

دوشنبه دهم مرداد 1390| 22:12 | سحر خاتونِ علی||

Design by KHanOomi